خرید بک لینک
بعد از یک روز دوان، آهسته در خود لم دادهام، برخی در من میگریند. برخی دست در جیب کردهاند و تماشا میکنند. برخی میگریند. برخی افتادهاند کنجی از خستگی و خوش ندارند کسی نگاهشان کند. دخترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 18:51

فرقی ندارند با هم. ندیدهها عجیبتر و دستنیافتنیترها شگفتترند. آنکه خود را عرضه میکند، برای ما جذابیتی کمتر دارد. بگذریم. بگذریم از اینکه خداوند مخفی است. بگذریم از اینکه خداوند آشکار ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 18:51

من مبتلا, شدهام. لذت نمیبرم از گناه. مبتلا, شدهام. بلدم بپردازمش و با هزار پیچ و تاب نمایشش بدهم. اما مهیبتر از واقعیت چیست؟ فاصله میان باطن و صورتم بیشتر میشود. من سی سال گناه کردهام.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 18:51

از آن قدیمیها هیچ بشر نمیداند اینجایم. و البته بهتر است. اوضاع از این هم بهتر خواهد شد. یک تغییر ناگهانی نکردهام. اینها درونم تعبیه بود. این پنهان زیستن و پنهان گفتن و پنهان رفتن. آنچهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 18:51

    بازگشت از عراق، بیتحلیل و بیرمق. تحلیلها را با مصاحبان گفتم و رمقها را بر دیدگان نشاندم. نشستم بر سامرا گریستم. نفس گرفتم. گریستم. برخاستم. مبتلا شدم. گریستم. پرسیدند چرا سامرا؟ دلایلی گفتم. نگفتم. از درون شیءشیء شدم، شکستم، مست شدم، باریدم. بیمار شدم. دو روز کنج خانه افتادم. چهارشنبه به تماشای مهربان تنخسته تا بالای شهر دویدم. رسیدم. دیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:43

    گفتم در این شب نیمسرد پاییزی چندی بنالم بر حقیقتِ خویش. اما چنان نالهها گریبانم را گرفتهاند که نفس تنگ شده و خواب، این معشوقهٔ تنگاتنگ دلربا، مهر از من برداشته و گیسو درکشیده و سر همآغوشیام ندارد. در هزارتوی وجودم نال و اشکی است. حتی نمیدانم مرا چه شده است. من پشمک هم نیستم در این دون. توهم اندوهی رهایم نمیکند. توهم کسی بودن و ناگهان نگرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:43

نخوابیدم. برای من مسلمان زندگی باید عقیده باشد. و نیست. من امیدوار نیستم. چیزی پیش رویم نیست اساساً. همهام شده گناه و ادای ثواب. فقط خودم را عشق است. اگر این دختر هم نبود، الآن همهاش خودم بودم. گم میشدم در خودم. میخوابیدم در خودم. برمیخاستم در خودم. امیدی به چیزی ندارم. فردا و امروزی نیست.چه بگویم؟ اینهمه وقت چیزی نگفتیم و چیزی نشد. معنایی هم هست؟ اشکیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:43

هر نوبه که میخواهم شعری برایت بسازم با خود گذشته را مرور میکنم و غباری از شرمندگی مینشیند بر چهرهام و آن غبار را آنقدرها شاعر نیستم که در شعر ساری کنم. غصهام میشود. مینشینم کنارت در بامترین نقطهٔ شهر. رو به قبله. نزدیکتر از همیشه و دورتر از تمامِ دلم دست میشود و پرِ چادرت را بهلرز میگیرد. این ثانیه است که دیگر کلام راه نمیآید. اینجا باید نزدیکتر باشم و دورترم. خیالم سفر نکردهادامه مطلب

برچسب: حسرات, نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 15:44

ما به انسان گفتیم که قرآن بخوان. قرآن خواندم. خواندم چون دوستداشتنی بود برایم. ادای هیچ درنیاوردم. دلچرکین از باقی گفتگوها، رفتم در پروازش. دلم خواست دینی باشم. از هر کرانه لطمهای رسید. آغازش دور بود. نزدیک شد و نزدیکتر. آنجا شد که برای حفظِ آنچه حقیقت است متضاد و رنگ به رنگ دیده شدم. گسستم از بیانش حتی برای عزیزانم. عزیزانم مرا اینگونه دورنگ و متناقض دیدند. دیدند که تنها حرفش را میزنادامه مطلب

برچسب: انسان, نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 15:44

نمیپذیرم زهرش را ریخت. بیتأثیر نبود. هر چه میگذرد ناامیدکنندهتر میشود این ارتباط. چیزی برای ارائه نمانده. افتادهایم به تکرار. چیزِ جدیدی حادث نمیشود. هر بار من میسازم و او استقبال میکند و مشاور ویرانش میکند. شخصیت را گرفته محورِ گفتار و مبنای رویکردش. مغزم تابِ تجزیه و تحلیلِ اینها ندارد. خندهتردار اینکه مشاور هم درنیافته چقدر دودلم. چند روز است خانوادهام را هم کمرنگ کردهام.ادامه مطلب

برچسب: مشاوره, نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 20:34

دنیا چه رنگی است؟ نمیدانم. من یکی دو رنگ بیشتر نمیشناسم. آن را هم از تو آموختم. اولینش سیاه است. چادر تو. دل من. کیف دستیات. عینک دودیات که مدتهاست به دیده نزدهای. و نقطۀ عجیب میان چشمان تو، که در شادیها و غمها مثل بلور میدرخشد. و مژههایت که اثر مداد در اطرافش پیداست. دودی را کنار زدی تا تماشای سیاهی بیشتری کنم. سیاه چون آخرش آه است شد چادر ماه. برهنه میشود چشمان سیاهم در غیاب ادامه مطلب

برچسب: دنیا,رنگی,است؟, نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 20:34

خاکها هم دچارش میشوند. سنگها نیز. این ارتباط به فرسایشی خفیف بدل شده است. چیزی باید تازهاش کند. من به این فکر میکنم که قلمم به قول محمد حشمت نخبگانی است. به این فکر میکنم که درآمدِ آنچنانی ندارم و حتی در فکر توسعهاش هم نیستم. خودم را در آینه کمتر برانداز میکنم و میدانم چنین چهره و پوششی دلشکن است. ولی بیش از هر چیزی از عمرم ناراضیام. همین الان هوسناکم. چه نیازی به شرحِ بقیهاشادامه مطلب

برچسب: تغییر,اقلیم, نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 20:34

برای تفصیلِ حادثهای مینویسم. و آن حادثه عشق نیست. منکرش نیستم. خواسته یا ناخواسته درگیرِ آنم. من را تفصیل میدهم. ولی چون تا اینجا مرا قانع کردهاند که هر هنر ملزوماتی دارد و جهانِ ذهنیِ من راهی به نمایش ندارد، راضی به رژهٔ واژهها شدهام. چون در این جهان، هر چه بیشتر میگذرد، کمتر تصویرها منقلبم میکند و اصوات منگم. هرچند هستند تصاویری و صوتهایی که اگر دل بسپارم بهشان، دلم را میچلاادامه مطلب

برچسب: فرقش,چیست؟, نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 20:34

خدا میداند که فخری در این خودخلوتی نیست. اما چنان غوطه در خویش میزنم که خبری از جهانِ بیرون نمیآید. آنکه میشناسدم لبخندی میشود و آنکه نمیداندم تعجب. خستگی را دوستتر دارم. اکنون پس از یک جهان بیداری و نوشتن و گفت و شنود، قلبم در جستجوی واژگانی است که نامشان سکوت باشد و حتی نباشند. من هنوز و هنوز سیدمسعود میخواهم. میخواهم همه مشغلهها را بریزم دور و بپرم در کنفِ سید. این تمنای من کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 20:34

حق آن است که روزگاری است سخت ترسناک. زمانهٔ بیصاحبی پر از دلخالیهاست. من گریهام چون این لحظه در آنسوی باطل نیز جایی برای من است. میترسم چون با این کلمات همنشینی و پیوندی نمییابم. ناگهان فقط صوت میشنوم. رفتهام جای دیگری. با حواسی پرت و خیالی یله مینشینم روبروی نگارم و تنها به لبهایش خیره میمانم. درنگی در گودیِ زیرِ چشمانش میکنم و سایهٔ مویی که از مقنعهاش بیرون زده میبردم تا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 20:34

صفحه بندی